نيست و اتّفاقى همه است .
تبصره : پنج قسم از اقسام اتّحاد را بيان كردهايم ، قسم ديگر نيز اتّحادى صحيح است كه فعلا خارج از حريم بحث است و در بعد به تفصيل عنوان مىكنيم .
و اجمال آن اين است كه : نفس ناطقه با اعيان موجودات خارجى يك نحو اتّحادى پيدا كند و بدانها تعلّقى گيرد كه آنها مراتب وجود و شئون ذات نفس ناطقه گردند ، چنان كه بدن ، مرتبهء نازلهء نفس است و همهء قوا و اعضاى وى مراتب وجودى و شئون ذاتى اويند . و اين نحوه اتّحاد تعلّقى نفس به اعيان موجودات خارجى دربارهء نفوس كليّهء الهيّه كه مؤيّد به روح القدساند و تصرّف در مادّهء كائنات مىكنند متحقّق است ، كه اعيان موجودات به منزلهء اعضاء و جوارح آنان مىشوند . اين بنده اين نحوه اتّحاد را به « اتّحاد تعلّقى » اصطلاح كرده است .
تبصره : شيخ رئيس در فصل هفتم مقالهء پنجم الهيّات « شفاء » « 1 » در اقسام اتّحاد بحث كرده است . و ملّاصدرا علاوه بر اينكه در تعليقاتش بر « شفا » « 2 » در پيرامون هريك بحث كرده است . در فصل نهم فنّ ششم جواهر و اعراض « اسفار » « 3 » گفتار شيخ را از « شفا » نقل كرده است و بحث نموده است . مطالبى بسيار مفيد از هر دو بزرگوار مستفاد است ، طالب تفصيل بيشتر در اتّحاد ، به مواضع مذكور مراجعه نمايد .
تبصره : اتّحاد به لحاظ حمل نيز به دو وجه قسمت مىشود : يكى حمل شايع صناعى ، و ديگر حمل اولى ذاتى . تحقيق و تفصيل آن را در مبحث وجود ذهنى « اسفار » طلب بايد كرد « 4 » .
اقسام اتّحاد كه نام بردهايم ، بعضى از آنها بر بعضى ديگر صادق آيند كه تركيب و اجتماعشان را شايد .
هامش
( 1 ) - ج 2 ، ص 509 ، چاپ سنگى .
( 2 ) - ص 211 .
( 3 ) - ج 2 ، ص 196 ، چاپ سنگى ايران .
( 4 ) - ص 72 ، ط 1 .