او طالب است به اين معنى كه همه را به حسب طاقت و قابليت يك يك ، به رسيدن به خود طالب است .
او غالب است بر اعدام عدم كه نيستى را نيست مىكند يعنى هست مىكند زيرا كه هست گردانيدن نيستى اعدام نيستى است .
و غالب است كه بطلانى را كه ماهيات به حسب ذاتشان استحقاق دارند از آنها سلب كند . و كل شى هالك الاوجهه . حمد خداى را كه ما را براهش هدايت ، و از فضل خود انعام فرمود .
تفسير بعضى از اسماى الهى
بيان : اين فص شريف در تفسير بعضى از اسماى الهى است كه برخى از آنها صريحا در فصوص گذشته نام برده شد ، و برخى از آنها مستفاد از مطالب توحيدى و صفات ربوبى در آن فصوص است .
در اتناى تفسير اسم شريف آخر ، نتيجه گرفته است كه حق جل و على معشوق اول است .
در السنه اهل بيت عصمت و وحى ، اول و آخر باهم ذكر شد ، و طالب و غالب با هم ، چنان كه در بند هشتاد و پنجم جوشن كبير آمده است : اللهم انى اسئلك باسمك يا اول يا آخر . و در بند هشتاد و دوم آن آمده است : يا غالب يا طالب . فارابى نيز در اين فص اول و آخر را با هم و طالب و غالب را با هم آورده است ، و رساله را به اين اسامى شريف خاتمه داده است .
سلب الماهية معطوف بر اعدام است . أى هو غالب على سلب الماهيات ما يستحقها .
و كلمه ما ، مفعول به سلب است . و من البطلان بيان ما است . اى هو مقتدر على سلب البطلان عن الماهيات المستحقة بنفسها البطلان . و معنى سلبه عنها هو اعطائه تعالى اياها الوجود .
در فص اول اين كتاب ثابت كرده است مبدأى كه همه وجودات از او فائض شده است عين وجود است . چنان كه گفت فيكون اذا المبدأ