لبانت را گشا تنها بيادش
هر آنچه جز بيادش ده ببادش
بيا يك باره ترك ما سوا كن
خودت را فارغ از چون و چرا كن
به اين معنى كه نبود ما سوايى
خدا هست و كند كار خدايى
به اين معنى كه او فرديست بى زوج
به اين معنى كه او جمعيست بى فوج
به اين معنى كه وحدت هست قاهر
نباشد كثرتى غير مظاهر
به اين معنى كه كثرت عين ربط است
چه جاى نقش و رقش و ثبت و ضبط است
زضيق لفظ گفتم عين ربط است
كه و هم ربط هم از روى خبط است
مثال موج و دريا سخت سست است
مثال يم و نم هم نادرست است
بلى اندر مقام فرق مطلق
همه بى شبهه خلق اند و بلاحق
ولى اندر مقام جمع مطلق
نباشد خلق و بى شبهه بود حق
تو را كامل چنين فرموده تنبيه
كه بايد جمع در تنزيه و تشبيه
خاتمه : در اين مباحث معنى قرب حق سبحانه دانسته شد ، ولى قرب به حق سبحانه چگونه است ؟
در قرب بنده به حق تعالى بايد گفت كه چون بنده در طريق استكمال ذاتى خود در سفر من الخلق الى الحق از مرتبت عقل هيولانى