تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
باقى ، خلقتم للبقاء لاللفناء .
اى بود تو سرمايه وسود همه كس
اى ظل وجود تو وجود همه كس
گرفيض تو يك لحظه بعالم نرسد
معلوم شود بود و نبود همه كس
و اين وجه الله واسطه و رابطه هر موجود بمبدأش است . و مىشود ك‌ه ضمير راجع به شى باشد يعنى هر شى فانى است جز وجه آن شى كه همان جهت ارتباطش بمبدأ فياض است و اين وجه باقى است و مال هر دو وجه يكى است . وجه شى محل ظهور و مظهر بروز آثار اوست ، پس بهر سوى روى بياورى اين وجه است و اين وجه وجهى است كه آن را ظهر و خلف نبود فاينما تولوا فثم وجه الله . و اين عمودى است كه اشياء به دو قائم اند حديث اول اربعين قاضى سعيد قمى در بيان اين عمود است فراجع . در نكته 265 و 979 هزار و يك نكته در بيان وجه مطالبى است اگر خواهى رجوع كن .

تعبير از مبدأ كل به حق و وجود و واحد و اشارتى به جمع آراء موحدين در توحيد

تبصره : فص گذشته سخن در زيادت وجود بر ماهيت بود و منتهى شد به اين كه معطى وجود بماهيات مبدأى است كه خود محض وجود است ، و در اين فص نيز سخن بدين مطلب انجاميد كه ماهيات در حد ذات خودشان هالك اند و به وجود ظهور دارند و منشأ آثارند ، پس همه جا وجود است كه ظاهر است و در حقيقت اوست كه منشأ آثار است هر چند كه در هر ماهيت اثرى خاص دارد . آن دانشمند محقق كه گويد وجود اصل و ماهيت اعتبارى است ، مرادش اين وجود است . آن عارف بالله كه وجود اصيل را تعبير به جامع بين موجودات و تعبير به حق مىكند كه وجود حق است و حق وجود است و او را وحدت
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 33 | حسن حسن زاده آملى