[ مقدمة ]
به سوى تو . .
معبود من ! اگر توشهام در سفر به سوى تو اندك است ولى گمان من با توكل بر تو بسى نيكوست ؛ و اگر جرمم مرا از عقوبتت به هراس آورده اما اميدواريم ، رهايى از كيفرت را نويد داده است ؛ و اگر گناهم مرا در معرض عقابت قرار داده ، ولى حسن اعتمادم [ بر تو ] فرياد پاداش تو را در وجودم بر مىكشد ؛ و اگر غفلتم مرا از آمادگى براى ديدارت در خواب فرو برده امّا معرفت به آقايى و مهربانىهايت مرا بيدارى بخشيده است ؛ و اگر رابطهام با تو به سبب زيادى گناهان و سركشى ، تيره گرديده ، اما مژدهء بخشش و خشنوديت آرامش خاطرم مىبخشد .
خداى من ! از تو درخواست مىكنم به پرتو افشانى رويت و انوار مقام قدست و التماس مىكنم به درگاه تو به عنايات مهربانانهات و خوبىهاى همراه با محبتت كه گمانم را بر كَرم هاى هميشگىات و نعمتهاى زيبايت ، تحقق بخشى تا به تو تقرّب يابم و نزدت بار يابم و از مشاهدهات نيك بهرهمند گردم .