تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
2 ) اگر پزشك ، حضور داشته باشد و با امكان و تمكّن از معالجه ، خلاف تكليف نمايد . ج . اگر پزشك باشد ، حفظ نفوس بر وى واجب است ، و لو با اجرت ؛ لذا او نيز دخيل و مؤثّر در قتل است و ضارب به همراه پزشك ، هر دو شريك در قتل هستند ، چه قتل از هر دو عمدى باشد يا خطايى يا مختلف ، كه از جهت سببيّت براى ديه يا قصاص ، هر يك حكم مختصّ به خود را دارد .

ديه‌ى قطع دست و پا و بيرون آوردن چشم و سوزاندن ميّت

6256 . فردى پس از قطع دست و پاى ميّت ، چشم‌هاى وى را بيرون آورده و جسد را كاملًا سوزانده است . حكم ديه در اين مورد چيست ؟ ج . تمام اين كارها ديه‌هاى جداگانه‌اى دارد كه ديه‌ى كامل آن ديه‌ى جنين پيش از ولوج روح است و ديه‌ى اين كارها را نسبت به ديه‌ى انسان حىّ از ديه‌ى جنين اخذ مىكنند و براى خود ميّت صرف مىكنند .

عدم توانايى پرداخت اضافه ديه

6257 . مردى زنى را به قتل رسانده و مستحق قصاص شده است . اولياى دم مقتول قدرت بر اداى اضافه ديه به ورثه‌ى قاتل ندارند . آيا فاضل ديه را مىتوان از بيت المال پرداخت ؟ در صورتى كه پاسخ منفى باشد ، حكم قصاص چيست ؟ ج . نمىتوان اضافه ديه را از بيت المال داد ، بلكه قصاص به سبب انتفاى شرطش منتفى مىشود و به ديه منتقل مىشود .

اگر قاتل ديه‌ى جنايت بر غير مقتول را نداشته باشد

6258 . چنان‌چه شخصى مرتكب يك فقره قتل عمدى و دو فقره ايراد ضرب و جرح عمدى نسبت به دو نفر گردد و اولياى دم مقتول ، خواهان قصاص باشند و قاتل ، مالى براى پرداخت ديه نسبت به دو نفر مجنى عليهما ( مورد ضرب و جرح ) نداشته باشد ،