باشد كه واقف محل خاصى در نظر نداشته ، مثل زمينى كه براى حمام ده وقف كرده باشد . در اين صورتها فروختن جايز است .
اما در صورت اوّل ، خود واقف يا وارث او مىتواند آن را براى خود بفروشد و در صورت دوم ، موقوفه فروخته مىشود و تبديل به چيزى كه به نظر واقف نزديكتر است مىشود و در صورت سوم به مثل آن تبديل مىگردد ، مثلًا در جاى ديگر همان ده حمام ساخته مىشود .
همچنين وقفى را كه در آن اختلاف شده ، به طورى كه علم يا اطمينان به خرابى وقف پيدا شود ، بنابر اظهر مىتوان فروخت .
ايجاد ساختمان در زمين وقف با اذن متولّى
5544 . اين جانب زمين موقوفهاى را در اردكان اجاره و با توجه به مفاد قرارداد ، در آن ساختمانى را ايجاد كردهام . آنچه بين اين جانب و متولى موقوفه گذشته ، اين بوده كه با اين قرارداد ، اين جانب نتوانم پس از ده سال قيمت ساختمان را از متولى وقف مطالبه كنم و همچنان به كار خودم ادامه دهم . هرگز قصد و نيّت باطنى اين جانب اين نبوده كه هستى و سرمايه زندگى خودم را در اين زمين خرج كنم و در پايان ده سال آن را به متولّى وقف تحويل دهم ، بلكه منظور اين بوده كه اگر اين جانب نتوانستم در اين محل به كارم ادامه دهم ، آن را به ديگرى واگذار نمايم و مبالغ خرج شده را از فرد ثالث بگيرم و با متولّى وقف كارى نداشته باشم . اين نكته به نحوى در بند آخر قرارداد فى ما بين در جمله « و اين قرارداد در حقيقت هيچ گونه رسميّتى ندارد و در حكم اعلام و تفهيم وقف بودن زمين به آقاى . . . مىباشد » منعكس است و اين جانب تاكنون فقط اجاره زمين موقوفه را پرداخت كردهام . چون ساختمان را متعلق به خود مىدانم و در اين رابطه هيچ گونه اختلافى بين اين جانب و متولى وقف وجود نداشته است ؛ زيرا در قرارداد تأكيد بر پرداخت اجاره زمين شده نه ساختمان . اما اداره اوقاف مدعى است