عمل نمودم . مجتهد دوّم هم از دنيا رفت و اكنون به مجتهدى رجوع كردهام كه بقاى بر اعلم را واجب مىداند . اكنون بايد بر اعلم اولى باقى بمانم يا اعلم دوّمى ؟
ج . اگر مجتهد دوم اعلم از حى باشد در محدودهى مسائلى كه به فتواى او عمل كردهايد ، بايد به مجتهد دوّم باقى بمانيد و ميزان آخرين مجتهدى است كه به فتواى او عمل شده و از او عدول به ديگرى نشده باشد .
بقاى بر تقليد در مورد احتياط بين دو نفر
142 . فردى بين دو فتوا از دو مجتهد احتياط مىكرده است ، - البته از آن دو مجتهد به صورت تفصيلى تقليد نمىكرده است - ، آيا پس از فوت يكى از مجتهدين مىتواند به فتواى وى باقى بماند ؟
ج . همين مقدار محقّقكننده عمل است و براى بقاى پس از موت ، در مسألهى عمل شده كافى است .
143 . آيا در بقا بر فتواى ميّت لازم است كه در حال حيات ، مشخّصاً از او تقليد شده باشد ، يا اگر بين فتواى او و مجتهد ديگرى احتياط شود و به هيچ كدام تفصيلًا اسناد داده نشود ، براى بقا كافى است ؟
ج . اگر به قول هر دو تقليد كرده بعد از فوت هر كدام در مسألهاى كه از او تقليد كرده جايز و يا واجب است كه بر تقليد او باقى بماند .
تبعيّت از مجتهد زنده در مسألهى قضا
144 . نماز و روزههايى از اين جانب به جهت جهل به بعضى احكام غسل جنابت ، محكوم به قضا مىباشد و در زمان فوت ادايى آن ، مقلّد مرجع متوفّى بودم ، آيا وظيفهى قضاى آنها ، طبق فتواى مرجع متوفّى بايد باشد يا بر طبق فتواى مجتهد زنده ؟
ج . وجوب و عدم وجوب قضا ، وظيفهى الآن است نه گذشته ؛ بنابراين بايد طبق نظر مجتهد زنده عمل نماييد .