قصد ندارد كه بغداد را وطن خود اخذ نمايد ، بلكه قصدش آن است كه به قصد عمل و كار در بغداد زندگى نمايد و زمانى كه كارش تمام شد يا خواست منفصل شود از شركت ، منفصل مىشود و ترك مىكند بغداد را ، با اين كه علم دارد به اين كه از هر هفته پنج روز در بغداد است و دو روز برمىگردد به وطن خود نجف و همچنين مرخصى ، كه يك ماه در سال است ، در وطن خود نجف زندگى مىكند .
1 - آيا بغداد مقر او حساب مىشود ؟
ج - اگر مدت زندگى در آن ، معتدّ بها باشد مانند سه سال يا بيشتر پس مقر او حساب مىشود .
2 - آيا مقر زن و اولادش هم مىشود ؟
ج - اگر آنها با او بوده باشند و قصد داشته باشند بقاء با او را بله مقر آنها حساب مىشود و اگر نداشته باشند خير .
3 - آيا تعبير به كلمه ( يسكن ) كه در سؤال آمده ، به معنى اخذ بغداد وطن خود است ، يا اين كه علم دارد به عدم نيت بقاء در آن را با دلخواه خودش ؟
ج - به معنى وطن نيست لكن مقرى است به حكم وطن مادامى كه منتقل نشده باشد به انفصال از خدمت و خروج از آن .
س 258 - در منهاج فرمودهايد كسى كه وطن او نجف است و محل كار وى كوفه است كه هر روز به آنجا سفر مىكند و شب برمىگردد حال اگر قصد داشت از كوفه به بغداد سفر كند ، حد ترخص وى از كوفه حساب مىشود نه نجف ، اين حكم چيست ؟ آيا كوفه در اثر سفر همه روزه جزء وطن وى به حساب آمده يا علت ديگرى دارد ؟
ج - علتش آن است كه آنجا را عرفاً وطن او مىدانند و صدق مسافر بر او
استفتائات (1381ش) (فارسى) — صفحة 78
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٨