( نشانهء آن ، اين است كه ) هنگامى كه روى بر مىگردانند ( و از نزد تو خارج مىشوند ) ، در راه فساد در زمين ، كوشش مىكنند ، و زراعتها و چهارپايان را نابود مىسازند ؛ ( با اين كه مىدانند ) خدا فساد را دوست نمىدارد .
و هنگامى كه به آنها گفته شود : « از خدا بترسيد » ! لجاجت و تعصب ، آنها را به گناه مىكشاند . آتش دوزخ براى آنان كافى است ؛ و چه بد جايگاهى است !
شأن نزول :
انسانهاى دو چهره را بشناسيد
براى اين آيات ، دو شأن نزول ذكر شده است :
1 - اين آيات دربارهء « اخنس بن شريق » نازل شده كه مردى زيبا و خوشزبان بود و تظاهر به دوستى پيامبر صلى الله عليه و آله مىكرد ، خود را مسلمان جلوه مىداد ، و سوگند مىخورد آن حضرت را دوست مىدارد و به خدا ايمان آورده ، پيامبر صلى الله عليه و آله هم كه مأمور به ظاهر بود با او گرم مىگرفت و او را مورد محبت قرار مىداد ، ولى او در باطن مرد منافقى بود ، در يك ماجرا زراعت بعضى مسلمانان را آتش زد و چهارپايان آنان را كشت ( و به اين ترتيب پرده از روى كار او برداشته شد ) در اينجا آيات فوق نازل شد . « 1 »
2 - بعضى ديگر از « ابنعباس » ، نقل كردهاند : آيات مزبور در يكى از جنگهاى اسلامى ( سَرِيَّه رَجيع ) نازل شده كه طى آن جمعى از مبلغان اسلام كه از طرف پيامبر صلى الله عليه و آله براى تبليغ قبايل اطراف « مدينه » اعزام شده بودند ، طبق يك توطئهء ناجوانمردانه شهيد شدند . « 2 »
ولى شأن نزول اوّل ، با مضمون آيات ، تناسب بيشترى دارد ، و در هر حال درسى كه از اين آيات فرا گرفته مىشود ، عمومى ، همگانى و براى هميشه است .
هامش
( 1 ) تفاسير « ابوالفتوح رازى » ، « طبرى » ، « ابن كثير » ، « شوكانى » ، « بحر المحيط » و بسيارى از تفاسير ديگر ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 22 ، ص 16 .
( 2 ) « تفسير ابوالفتوح رازى » ، ج 2 ، ص 140 ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحر المحيط » ، ذيل آيات مورد بحث ( اين شأن نزول را كمتر نقل كردهاند ) .