( 1 ) سَأَلَ سائلُ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ( 2 ) لِّلْكفِرِينَ لَيْس لَهُ دَافِعٌ ( 3 ) مِّنَ اللَّهِ ذِى الْمَعَارِجِ
تقاضا كنندهاى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد !
اين عذاب كافران است ، و هيچ كس نمىتواند آن را دفع كند .
از سوى خداوند صاحب فضائل و مواهب !
شأن نزول :
درخواست عذاب الهى
بسيارى از مفسران و ارباب حديث ، شأنِ نزولى براى اين آيات نقل كردهاند كه ، حاصل آن چنين است :
« هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله على عليه السلام را در روزِ « غدير خم » به خلافت منصوب فرمود و دربارهء او گفت :
مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ :
« هر كس من مولى و ولى او هستم ، على ، مولى و ولى او است » ، چيزى نگذشت كه اين مسأله در بلاد و شهرها منتشر شد . « نعمان بن حارث فهرى » خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده ، عرض كرد :
« تو به ما دستور دادى : شهادت به يگانگى خدا و اين كه تو فرستادهء او هستى دهيم ، ما هم شهادت داديم ، آن گاه ، دستور به جهاد ، حج ، روزه ، نماز و زكات دادى ، ما همهء اينها را نيز پذيرفتيم ، اما به اينها راضى نشدى تا اين كه اين جوان ( اشاره به على عليه السلام است ) را به جانشينى خود منصوب كردى ، و گفتى :
« مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ » .
آيا اين سخنى است از ناحيهء خودت ، يا از سوى خدا ؟ !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « قسم به خدائى كه معبودى جز او نيست ، اين از ناحيهء خدا است » .
« نعمان » روى بر گرداند ، در حالى كه مىگفت :
اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ