از هر نقطهء كشور فرا خواند تا در مباحثه امام عليه السلام را به عجز اندازند و بدين وسيله مقامش از نظر دانشمندان پايين بيايد و عامهء مردم نيز پى به كمبودهايش ببرند ، ولى امام عليه السلام دشمنان خود اعم از يهودى ، مسيحى ، زردشتى ، برهمن ، منكر خدا و دهرى همه را در بحث محكوم نمود » . « 1 »
جالب توجه آن كه دربار مأمون پيوسته محل برگزارى اين گونه مباحثات بود ، ولى پس از شهادت امام عليه السلام ديگر اثرى از آن مجالس علمى و بحث هاى كلامى ديده نشد و اين مسئله اهداف مأمون را روشن تر مى سازد . خود امام عليه السلام هم كه از قصد مأمون آگاهى داشت ، مى فرمود :
« هنگامى كه من با اهل تورات به توراتشان ، با اهل انجيل به انجليشان ، با اهل زبور به زبورشان ، با ستاره پرستان با روميان به سبك خودشان ، و با اهل بحث و گفت وگو به زبان خودشان استدلال كنم و همه را به تصديق خود وادار سازم ، مأمون خود خواهد فهميد كه راه خطا را برگزيده است و يقيناً پشيمان خواهد شد « 2 » » .
به اين ترتيب ، نظر بد بينان در اين زمينه كاملًا تقويت مىشود .
هامش
( 1 ) . عيون أخبار الرضا ، ج 2 ، ص 239 ؛ مثير الاحزان ، ص 263 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 290 ؛ مسند الامام الرضا ، ج 1 ، ص 128 .
( 2 ) . عيون أخبار الرضا ، ج 2 ، ص 156 ؛ مسند الامام الرضا ، ج 2 ، ص 75 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 175 . .