تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
و اين خبر و خبر « طير » صريح است در آنكه « آيهء محبّت » « 1 » در شأن اوست و در مستحق امامت اوست نه غير ؛ چه ديگران مستحقّ دادن علم نبودند و محبت خدا و رسول نداشتند . سپس ملاحظهء مبالغه نماييد كه همه حاضر بودند و به هيچيك از ايشان نداد و حضرت امير كه غايب بود و درد چشم داشت ، كسى فرستاد و او را حاضر كرد و علاج درد چشمش نمود و علم را به او داد . گوييا حكمت درد چشم آن حضرت و حاضر نبودن او نزد رسول صلى اللّه عليه و إله و سلم - با آنكه هيچوقت از خدمت پيغمبر غايب نمىبود - اظهار اين معنى بود . پس بفهم . ديگر گفت : عن البراء : أنّ النبيّ صلى اللّه عليه و إله و سلم قال لعليّ : « أنت منّي و أنا منك » « 2 » . يعنى : راوى نقل مىكند از براء ( نام شخصى از اصحاب بوده ) كه او گفته كه بدرستى كه پيغمبر صلى اللّه عليه و إله و سلم گفت مر على را كه : « تو از منى و من از توام » . و اين احاديث همه داخل صحاح بودند غالبا كه معنايش آن است كه عدلى از عدلى نقل كرده تا حضرت رسالت پناه صلى اللّه عليه و إله و سلم و گفته كه : « مراد به صحاح آن است كه بيرون كرده باشند دو شيخ : ابو عبد اللّه محمد بن اسماعيل الجعفي البخاري و ابو الحسين مسلم بن الحجّاج القشيري ، هر دو يا يكى از ايشان » . و در همان كتاب گفته كه :
هامش
( 1 ) - سوره مائده ( 5 ) : 54 :. . . فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ .( 2 ) - مشكاة المصابيح ، ج 3 ، ص 1720 ، باب مناقب على بن ابى طالب ، ذيل ح 6080 ؛ مصابيح السنّة ، ج 4 ، ص 172 ، باب مناقب على بن ابى طالب ، ح 4765 ؛ سنن الترمذي ، ج 5 ، ص 593 ، ح 3716 ؛ مطالب السئول ، ص 18 به نقل از نسائى . بخارى اين حديث را مرسلا نقل كرده است ( صحيح البخارى ، ج 3 ، ص 1357 ) . كنز العمال ، ج 11 ، ح 32880 و ج 13 ، ح 36760 .