بيمارستان در محاصرهء كامل نيروهاى امنيتى بود و هرگونه تجمعى را متفرق مىساختند ، هيچكس نمىدانست دقيقاً چه اتفاقى افتاده و چه بر سر امّت آمده است . رژيم بعث از قبل همه چيز را برنامهريزى كرده بود و پيش از آن كه آتش اين جنايت هولناك ، دودمانش را براندازد ، شبانه پيكر شهيد عزيز بدون هيچ مراسمى با حضور فرزندشان و عدهء بسيار اندكى در كمال غربت در وادىالسلام به خاك سپرده شد تا خداوند او را با پيكر خونين و مجروح برانگيزد و بر جنايت و خيانت صداميان احتجاج نمايد .
روز بعد ، خبر شهادت سيّد كه تاكنون كتمان شده بود ، بهسرعت در شهر پيچيد . مردم به خيابانها ريختند و درگيرىهاى سختى رخ داد ، چنان كه شهر يكپارچه همرنگ سيّد شده بود و جوانان مسلمان ، مظلومانه در خون خويش مىغلتيدند . در بغداد اجتماعات بزرگى پديد آمد كه در پى تظاهرات و شعارهايى عليه صداميان ، كار به درگيرىهاى خونين كشيد .
نيروهاى موسوم به « فداييان صدام » ، وحشيانه آتش مىگشودند و اين مردم مظلوم بودند كه همچو برگريز خزان ، پهناى خيابانها را با اجساد خويش مىپوشاندند .
رژيم بعث در عملياتى تبليغاتى ، به سرعت خبر ترور شهيد صدر را اعلام كرد و با نسبتدادن آن به گروهى گمراه ، قصد فرار از عواقب جنايت خويش را داشت .
سخنگوى وزارت فرهنگ و تبليغات عراق اعلام كرد :
« آيتاللهالعظمى صدر و دو فرزندش توسط فرقهء گمراهى مورد سوءقصد قرارگرفتند كه اين واقعهء شوم منجر به مرگ آنها شد . »
سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: هادى الوندى
ص١٣١