تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
خودروى ديگرى به‌سرعت نزديك شد . صداى بلند ترمز با بازشدن درب‌ها همراه بود . مردان مسلح كه ساعت‌ها انتظار ، خسته‌شان كرده بود ، بيرون پريدند و نعره‌كشان و ديوانه‌وار سيّدمحمّد صدر ، سيّدمصطفى و سيّدمؤمل را به رگبار بستند و گلوله‌ها بود كه از برخورد با جسم شريف ايشان فرياد برآورده و مىناليدند . سيّدمصطفى و سيّدمؤمّل در دم به ديدار معشوق شتافته و مظلومانه به شهادت رسيدند . سيّد علّامه نيز در خون خويش غوطه‌ور بود ، لكن قلب تپندهء اين مجاهد بزرگ از اين كه يار ديرينهء خويش را در اين لحظات تنها بگذارد ، ابا مىورزيد و همچنان بىدريغ مىتپيد و اميدوار بود . آمبولانس سراسيمه وارد عمل شد . اين سرعت‌عمل ، شايد حكايت از توطئه‌اى كثيف و خائنانه داشت كه كاملًا از پيش طراحى شده بود و هر سه مصدوم به بيمارستان منتقل شدند . سيّد همچنان نفس مىكشيد و حياتش حيات امت را نويد مىداد ، ولى گلوله‌اى كه بر سجده‌گاه اين عالم مبارز نشست ، تمام اميدها را نااميد كرد . باورش سخت مىنمود ، لكن سيّد به لقاءالله پيوسته بود و ملت در فراغ و دورى او خون مىگريستند . سيّد رفته‌بود تا كفن‌پوشىاش در جمعه‌ها ، به درستى تعبير شده باشد . اين مصيبت آن‌چنان قلب امت را مجروح كرد كه همچنان از آن خون مىجوشد و درخت جهاد و شهادت را آبيارى مىكند . « ألا لَعْنَهءُ اللهِ عَلى الْقَومِ الظّالِمينَ « وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ . » « 1 »
هامش
( 1 ) . سوره شعراء ، آيه 227 .
سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 130 | هادى الوندى