خدا در قرآن از مردم شهرى مثل زده كه خداوند نعمت امن و روزى فراوان را نصيب ايشان ساخته بود ، و چون كفر ورزيدند و كافر شدند ، خدا لباس گرسنگى و هراس بر ايشان پوشاند و آنان را از آن چشاند .
چنين است كيفر آن كس كه خداوند دنيا را به او ارزانى داشته ولى او به نداى رسول خدا پاسخ مثبت نداده است . در نتيجه چنين كسى نمىتواند از نعمت وحيى برخوردار شود كه نگاهبان ديگر نعمتها است .
بنا بر اين هرگز نمىتوان از آيات خدا معنى ترك كردن نعمتهاى خدا را دريافت ، بلكه آنچه مقصود است اين است كه :
اولا : براى وابستگى به آنها برنامهاى تنظيم كنيم ، به گونهاى كه ما را به فراموشى خدا نكشاند .
/ 13 ثانيا : برنامهاى براى بهرهبردارى از آنها بدان گونه كه خدا مقرر داشته است تنظيم كنيم .
و بدين گونه آيات ( 114 - 119 ) حدود و مرزهاى خدا دربارهء بهرهبردارى از نعمتهاى خودش را براى ما تنظيم كرده است ، و اين خود بعدى از ابعاد آن تقوا و پرهيزگارى است كه آيات آغاز سوره ما را به مراعات كردن آنها فرمان داده است .
بر ما است كه چيزهاى پاك و پاكيزه را بر خود حرام نسازيم ، بلكه از آنها بخوريم يا به گونهء ديگر بهرهمند شويم و در مقابل سپاسگزار خدا بوده باشيم .
اما آنچه حرام است مردار است و خون و گوشت خوك و آنچه براى جز خدا قربانى شده است ( جز در هنگام اضطرار و ناگزيرى ) .
نيز آنچه حرام است دروغ بستن بر او است به اين كه فلان حرام است و فلان حلال .
و اما جهودان بر خود ستم روا داشتند و خداوند متعال به سبب همين ستمگرى ايشان بعضى از چيزها را بر ايشان حرام كرد .
ولى رحمت خدا بر اين امت گسترده است ، از آن جهت كه خدا قلم را از ثبت گناه كسانى بازداشته است كه چون از روى نادانى كار بدى انجام دهند
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: احمد آرام
ص١٥