فلك يا فلكى على وتيرة واحده است و رجوع و اقامت و استقامت افعال متعدده و حركات مختلفهاى است كه در بسيط راه ندارد .
در عالم افلاك هيچ ناسكى از عمل و رفتار خود بازنمىايستد و از عبادت خويش ساكن و واقف نيست . نوع هر فلك و فلكى منحصر در فرد است و اين حكم را حكيم ذكى كه عالم است به اينكه افراد طبيعت جسميهء واحده در صورت تقطيع نمودن آن طبيعت متكثر مىشوند و خرق و التيام بر فلك ممتنع است مىداند .
در افلاك قسر نيست چنانچه شر نيست و همهء آنها مظاهر سلام و برّ و خير محض مىباشند .
در افلاك كون و فساد به معناى تكوّن از چيزى و فساد به سوى چيزى نيست . بلى كون به معناى انشاء از عدم محض ، و فساد به معناى فنا ، در افلاك هست ؛ چون خدا آنها را ايجاد فرموده و فانى مىنمايد ؛
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ » .
« 1 »
هامش
( 1 ) - قصص ( 28 ) : 88 .