نقاطى كه به طرف مركز عالم نيست از ما دور است .
بنا بر اين : با چرخش كرهء مذكور گاهى شمس به طرف ما نزديك مىشود و آن حضيض اوست و گاهى از ما دور مىشود و آن اوج اوست .
خلاصه براى اين حركت شمس يكى از دو فلك تدوير و خارج مركز لازم است .
مسيره منطقة البروج * و ليس للخارج من خروج
مسير شمس دائماً روى منطقة البروج است ، يعنى منطقهء فلك شمس با منطقة البروج منطبق است و براى فلك خارج مركز شمس خروجى از سطح منطقه نيست تا يك طرف آن به خارج منطقه بيفتد .
بسيره يبدي الفصول الأربعة * لأنّها معدّلًا مقاطعة
شمس با سير خود چهار فصل را ايجاد مىنمايد ؛ زيرا دايرهء منطقة البروج كه از دو قطب عالم مىگذرد با دايرهء معدل النهار كه به دور عالم كشيده شده تقاطع پيدا نموده و دايرهء منطقة البروج دايرهء معدل را نصف مىنمايد و در نتيجه عالم به دو قسمت شمالى و جنوبى تقسيم مىشود و همچنين معدل النهار هم منطقة البروج را تنصيف مىكند و لذا شش برج در طرف شمال و شش برج در طرف جنوب واقع مىشود و چون فلك شمس با منطقة البروج منطبق مىباشد بنا بر اين شمس شش ماه در بروج شمالى و شش ماه در بروج جنوبى خواهد بود .
دو نقطهاى كه محل تقاطع معدل النهار و منطقة البروج است يكى نقطهء اعتدال ربيعى و ديگرى نقطهء اعتدال خريفى است . شمس با طى نود درجه رو به بالا از نصف بالايى دايرهء منطقه به نقطهء اعتدال ربيعى كه اول بهار است رسيده و با طى نود درجه رو به پايين از آن به نقطهء انقلاب صيفى كه اول تابستان است مىرسد و به همين منوال نصف پايينى دايره را نيز پيموده و فصول چهارگانه پديد مىآيد .
علوية و زهرة كراتها * كلّ ثلث استوت هيئاتها
ممثّل و حامل تدوير * يركز فيه كوكب منير
هر يك از كواكب علويه كه عبارت از مريخ و مشترى و زحل است و زهره سه