حرام است و به عبارت ديگر خداوند همهء اشياء را حتم نكرده و همهء آنها را نيز مباح نكرده بلكه « أمر بين الأمرين » است ، يعنى بعضى از آنها را حتم و بعضى را مباح فرموده است .
جبر و تفويض و مراد از آن دو
اكنون بايد عقيدهء جبرىها را بيان كرد :
عدهاى از عقلاى عالم براى تنزيه و تقديس حق از شرك در افعال و به خاطر ظواهر كثيرى از آيات ، مانند :
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى »
« 1 » و
« يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
« 2 » و غير اينها از آياتى كه بر اين مطلب دال است ، و اخبار مثل :
« لا حول و لا قوّة إلّا باللّه » « 3 »
معتقدند بين اشياء معلوليت و عليت نبوده و مبدأ همه چيز يك وجود واجب با قدرت است و از ساير اشياء سلب قدرت نموده و هيچ فعلى را هم از انسان نمىدانند . « 4 »
مثلًا اينها قائل شدهاند به اينكه خداوند عالم جرم شمس را خلق فرموده است بدون اينكه ضوء و احراق و حرارت از آنِ شمس باشد ، بلكه خداوند پشت سر شمس يك نور و يك حرارت هم خلق فرموده است و آنها اصلًا به شمس ربطى ندارد .
بلى ، انسان جاهل غافل گمان مىكند حرارت و ضوء و شعاع از شمس است و يا خداوند نار را خلق فرموده و عادة اللّه جرت بر اينكه عقب نار ، احراق را ايجاد فرمايد .
براى توضيح بيشتر مطلب مىگوييم : اينها مىگويند خداوند حرارت و نار را مثلًا در عرض هم خلق كرده است بدون اينكه عليت و معلوليتى بين آنها باشد . بلى نار محل براى خلق حرارت از جانب خدا است ولى حرارت از نار نيست ؛ چنان كه
هامش
( 1 ) - انفال ( 8 ) : 17 .
( 2 ) - فاطر ( 35 ) : 8 .
( 3 ) - اصول كافى ، ج 2 ، ص 521 ، حديث 1 و 2 ؛ توحيد صدوق ، ص 242 ، حديث 3 .
( 4 ) - رجوع كنيد به : نقد المحصل ، ص 60 ؛ شرح مواقف ، ج 4 ، ص 180 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 105 و 223 - 247 .