رحمانيت است . اى بسا قلب مستكمل تامى باشد كه همهء صفات در او متجلى گردد و اى بسا در آن ، اسم جامع اللّه كه جامع تمام اسماء و صفات است تجلى كند .
وقتى سائر الى اللّه از اسماء و صفات گذشت و كاملتر گرديد ديگر تجليات اسمائى و صفاتى نمىبيند ، بلكه در اين مرحله فقط تجلى ذاتى است .
اين است كه ديگر ذكر « يا هو » مىگويد چنان كه در مرحلهء متوسطه يعنى تجليات صفاتى متذكر و ذاكر آن اسم و صفتى است كه بر او تجلى نموده است مثل يا رحمن و يا كريم و يا عليم و يا قادر ، ولى بعد از آنكه به آخرين درجهاى كه براى بشر ممكن است رسيد و بر قلب وى ، ذات تجلى نمود « يا هو يا هو » مىگويد چنان كه حضرت امير عليه السلام فرمود :
« يا هو يا من لا هو الّا هو » « 1 »
اين است كه هر چه مىبيند او را مىبيند
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ » .
« 2 »
و بالجمله : هنگامى كه اين مرحله به دست آمد كثرات اوصاف و اسماء هم محو مىشود . فقط ديدار يك ذات اقدس به تجلى ذاتى اتفاق مىافتد و اين مرحلهء محو و طمس فعل و اوصاف و اسماء و بقا و شهود ذات و مرتبهء اخلاص كامل و كمال توحيد است .
اين است كه در آيهء شريفه فرمود :
« سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ »
« 3 » كه بايد هم در عبارت و هم در تحقيق معناى آن نظر شود .
و بالجمله : اين مرحله ، اتمّ مرحلهء توحيد و آخرين نقطهء سير انسانى است .
لذا بعضى از اشخاص كه براى تربيت بشرى از راه صحيح شهودى و عيانى ، مخزون در خزائن اللّه شدهاند ، مشمول عنايت گرديده و خود به توحيد ذاتى رسيدهاند با اين تفاوت كه بعضى از اسم جامع « اللّه » و بعضى از اسم « خلّت » و « مهيمنيت » و بعضى از اسم « غضب » رسيدهاند .
هامش
( 1 ) - توحيد صدوق ، ص 89 ، حديث 2 ؛ بحار الانوار ، ج 19 ، ص 310 ، حديث 58 .
( 2 ) - حديد ( 57 ) : 3 .
( 3 ) - صافات ( 37 ) : 159 - 160 .