كه سمائى و ارضى مىبينند .
و در سورهء نور مىفرمايد :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 1 » و نظر به نور نموده و اين طور نيست كه نظر به نور و سماء ، هر دو باشد ، بلكه اصل نظر به مضاف است ، منتها طرف اضافه سماء و ارض قرار گرفته است و ليكن يك نور است و سماء و ارض طرف اضافهء يك نور است و از يك نور ، سماء و ارض ديده مىشود و اين گونه نيست كه هر كدام نورى داشته باشند .
و اينكه مىفرمايد :
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ »
در اين نظر به اصل يك حقيقت توجه شده و تكثر ملغى گشته است و كلمات مذكوره مفاهيمى در مقابل اشياء متعدد ندارند .
و ليكن اين گونه آيات ، فقط براى آشنايان حقايق و پردهداران اسرار خزائن است و چون عدد آنها كم است اين نظر هم در آيات كم است .
آن كس كه از عامهء مردم است كثرات مىبيند . براى اعرابى كه فقط با ابل سر و كار داشته و ابل مىبيند ، خود را با ابل معرفى مىنمايد ، حدقهء محاط چشم ما بيش از اين احاطه ندارد كه از وراى عالم طبيعت به طبيعت نگاه كند .
اين است كه حضرت سجّاد عليه السلام فرموده است : « شش آيهء اول سورهء حديد و سورهء توحيد براى متعمقين آخر الزمان نازل شده است » . « 2 » بقيهء مردم بايد معارفشان را از سماء و ارض به دست آورند
« وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ * وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ » .
« 3 »
خلاصه با اين سه وجود در عالم نظر مىشود :
1 - نظر طبيعى حجابى و توغل در احتجابات خيال .
2 - نظر متوسط يعنى هم نور و هم ظلمت را ديدن .
هامش
( 1 ) - نور ( 24 ) : 35 .
( 2 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 91 ، حديث 3 ؛ توحيد صدوق ، ص 283 ، حديث 2 .
( 3 ) - غاشيه ( 88 ) : 18 - 20 .