الْأَعْيُنِ » ،
« 1 » هكذا نفس چنين است و چنان كه او به مخلوقاتش عالم بالرضاست ، هكذا نفس چنين است و چنان كه لا يعزب عنه شىء ، نفس نيز چنين است و چنان كه يكى از اسماء حق اين است كه :
« يا من علا في دنوه و يا من دنا في علوه » « 2 »
هكذا النفس عال فى دنوّه و دان فى علوّه ، و اصل محفوظ در سير اين سلسلهء قوا و عمود جميع مراتب وجود ، نفس است و نسبت آن به كل مانند نسبت حركت توسطيه به حركت قطعيه است ، چنان كه حركت قطعيه يك حركت و رشته است و يك چيز است كه دارد در آن سير مىكند .
و بتوهمٍ لسقطةٍ على * جذعٍ عنايةً سقوطٌ فعلا
فاعل بالعنايه آن است كه علم تفصيلى به شيئى داشته باشد و آن علم زايد بر ذات بوده و علت وجود شىء باشد . چنان كه اگر ديوارى به طول صد ذرع بوده و به مقدارى كه انسان در زمين مسطح ، جا براى پا گذاشتن لازم دارد ، عرض داشته باشد ، ولى صورت علميه افتادن توهم شده باشد ، انسان مىافتد .
و فعل فاعل بالقصد : مثل اغلب فعلهايى كه بعد از تصديق به فايدهء آنها و عدم مانع از آنها ، مثل خوردن و رفتن و نوشيدن از انسان سر مىزند .
و فعل فاعل بالطبع : مانند صحت كه نفس در مرتبهء قواى طبيعت فاعل بالطبع است ، يعنى در مقام تنزل به عالم طبيعت ، عينِ بصر و عينِ سمع و عينِ لحم و عينِ شحم است و هر يك از اينها ، شأنى از شئون اوست .
و بالجمله : نفس صاحب مراتب طويله است و در مراتب سلسلهء وجود ، يك حقيقت ذو مراتب است ؛ چنان كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در عين حال كه
« ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
« 3 » مرد جنگى بوده و در ميدان نبرد بوده است .
اين نفس انسانى عجب چيز غريبى است ، منتها ما به دروغ ادعا مىكنيم كه به مقام
هامش
( 1 ) - غافر ( 40 ) : 19 .
( 2 ) - البلد الأمين ، ص 409 ؛ مفاتيح الجنان ، بند 82 دعاى جوشن كبير .
( 3 ) - نجم ( 53 ) : 8 و 9 .