وحدت آنهاست . در صورتى كه هر قالبى برود و قالب ديگرى بيايد ، باز تكيهگاه يكى است .
اين است كه فرمود :
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » .
« 1 » اينها البسه است و در حقيقتِ شىء دخيل نيست
« وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ » .
« 2 » لا جرم حفظ وحدت و ثبات با اين اشراق است . پس اگر به حركت جوهريه قائل شويم لطمهاى به وحدت نمىرسد ، بلكه اشراق همان اشراق است . اين است كه آن كس گفت :
عارفان هر دمى دو عيد كنند * عنكبوتان مگس قديد كنند « 3 »
زيرا اين وجود جوهرى كه رفت ؛ چون به مبدأ بازگشت كرده يك عيد ، و وجود ديگرى كه به تعاقب او آمده چون فيض و اشراق ديگرى است كه از دوست رسيده ، عيدى ديگر است .
پس آنها كه عارفند در هر آنى دو عيد كنند ولى كسانى كه مثل ما در راه معرفت قدم نمىزنند ، عنكبوتوار به دور خود پيچيده و دامها براى صيد جيفهء دنيا گسترانيده و همچون عنكبوتان در خوردن گوشت و كباب مگسها فرو رفتهاند .
هامش
( 1 ) - الرحمن ( 55 ) : 29 .
( 2 ) - بروج ( 85 ) : 20 .
( 3 ) - حديقة الحقيقه ، سنايى غزنوى ، ص 369 ، با اندكى تفاوت .