مسأله 2 - شرط است در وجوب حج ، علاوه بر مصارف رفتن و برگشتن ، اين كه ضروريات زندگى و آنچه را در معيشت به آن نياز دارد داشته باشد ، مثل خانهء مسكونى و اثاث خانه و وسيلهء سوارى و غير آن در حدى كه مناسب با شأن او باشد ، و چنانچه عين آنها را ندارد ، پول يا چيزى كه بتواند آنها را تهيه كند داشته باشد .
مسأله 3 - اگر ضروريات زندگى يا پول آنها را در حج صرف كند از حَجة الاسلام كفايت نمىكند .
مسأله 4 - كسى كه نياز به ازدواج دارد و براى آن پول لازم دارد ، در صورتى مستطيع مىشود كه علاوه بر مخارج حج مصارف ازدواج را هم داشته باشد .
مسأله 5 - كسى كه از ديگرى طلب دارد و بقيهء شرايط استطاعت را نيز داراست ، اگر وقت طلب او رسيده يا حالّ است و مىتواند بدون واقع شدن در حَرَج و مشقت آن را بگيرد ، واجب است مطالبه كند و بگيرد و به حج برود ، مگر مديون نتواند بپردازد كه در اين صورت مطالبه جايز نيست و استطاعت حاصل نمىشود ، و همچنين اگر وقت طلب او نرسيده و مديون بخواهد بپردازد لازم است طلبكار آن را بگيرد و مستطيع مىشود ، ولى اگر مديون نمىخواهد بپردازد مطالبه واجب نيست ، هرچند با مطالبه حاضر به پرداخت شود .
مسأله 6 - اگر غير مستطيع مصارف حج را قرض كند مستطيع نمىشود ، هرچند بتواند بعداً به سهولت قرض را ادا كند و اگر با آن حج بهجا آورد از حَجة الاسلام كفايت نمىكند .
مسأله 7 - كسى كه مخارج حج را دارد و بدهى نيز دارد ، چنانچه بدهى او مدتدار باشد و مطمئن است كه در وقت اداى بدهى ، تمكن از اداى آن را دارد ، واجب است به حج برود ، و همچنين در صورتى كه وقت اداى بدهى رسيده لكن طلبكار راضى به تأخير ادا باشد و بدهكار مطمئن است كه در وقت مطالبه مىتواند بدهى را ادا نمايد و در غير اين دو صورت حج واجب نيست .
مناسك الحج ( بالعربية ) و مناسك حج ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 31 ) — صفحة مناسك حج 5
مساهمون: السيد الخميني
صمناسك حج ٥