و در اينجا چند مسأله است :
مسألهء 1 - نيت را لازم نيست بر زبان بياورد و لازم نيست به قلب بگذراند ، بلكه همان كه بنا دارد اين عمل را به جا آورد و با اين بنا به جا آورد ، كفايت مىكند و به عبارت ديگر ، نيت در عبادت و كارهاى ديگر در اين جهت فرق ندارد ، پس همانطور كه انسان با قصد آب مىخورد و راه مىرود ، عبادت را اگر همانطور به جا آورد با نيت به جا آورده .
مسألهء 2 - بايد عبادت را براى اطاعت خدا به جا آورد و در اين جهت با كارهاى ديگر فرق پيدا مىكند ؛ پس بايد طواف را براى اطاعت خداوند به جا آورد .
مسألهء 3 - اگر در به جا آوردن طواف يا ساير اعمال عمره و حج كه عبادى است ريا كند ؛ يعنى براى نشان دادن و به رخ ديگرى كشيدن و عمل خود را خوب جلوه دادن به جا آورد ، طواف او و همين طور هر چه را اين طور به جا آورده باطل است ، و در اين عمل معصيت خدا را هم كرده است .
مسألهء 4 - ريا بعد از عمل و تمام كردن طواف يا ديگر اعمال باعث بطلان عمل نمىشود .
مسألهء 5 - كفايت مىكند در صحيح بودن عمل ، آنكه براى خدا بياورد ، يا براى اطاعت امر خدا ، يا براى ترس از جهنم ، يا براى رسيدن به بهشت و ثواب .
مسألهء 6 - اگر در عملى كه براى خدا مىآورد ، رضاى ديگرى را هم شركت دهد و خالص براى خدا نباشد ، عمل باطل است .
دوم : آن است كه طاهر باشد از حدث اكبر مثل جنابت و حيض و
مناسك حج ( به ضميمه ترجمه بعضى از مسائل حج تحرير الوسيله و 550 مسأله جديد ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: السيد الخميني
ص١٣٣