مخصوصى ، بلكه كفايت مىكند در آن هر لفظى كه دلالت كند بر اين معنى ، و بايد موجب و قابل بالغ و عاقل و قاصد باشند .
سوم : حرّيت ضامن « 1 » و مضمونٌ عنه ، كه اگر عبدى ضمانت بنمايد يا حرّى ضمانت عبدى بنمايد ، ضمانتش باطل خواهد بود .
چهارم : آن كه مضمونٌ عنه در حال عقد ضمانت مثل حال موت ، وارث اقربى نداشته باشد از طبقات ثلاثهء ارحام و از مولاى معتق . بلى احد الزوجين با ضامن جريره وارثند و نصيب اعلى را هم مىبرند از نصف و ربع .
و اين سه شرط اخيرى شرايط محقّق موضوعند نه شرط وارثيت . و بدان كه ولاى ضمان جريره مورَّث نخواهد بود چنانچه ولاء عتق مورَّث مىشود .
عنوان چهارم : در ارث به ولاء امامت است
كه هرگاه كسى بميرد و وارثى از طبقات ثلاثهء ارحام نداشته باشد و همچنين مولاى معتق و ضامن جريره و احد الزوجين هم نداشته باشد ، وارث او حضرت امام زمان - صلوات اللَّه و سلامه عليه و عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف - خواهد بود ؛ چون ايشان وارث من لا وارث له مىباشد . بلى با انحصار وارث به زوجه پس او ربع مىبرد ، و بقيه حق آن بزرگوار - ارواح العالمين له الفداء - مىباشد . و در زمان غيبت آن بزرگوار بايد به نواب آن حضرت كه علماى اعلام و فقهاى كرامند برسد و به هر مصرفى كه مجتهد صلاح بداند برساند .
هامش
( 1 ) - با اذن مولى خالى از تأمل نيست .