گونه به آن اشارت فرموده :
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . .
« 1 » إلى آخرها ، و اين فطرت ، همان فطرت توحيدى در مقامات سه گانه است :
واگذاشتن تعينات و بازگرداندن همه چيز به او ؛ اسقاط اضافات - حتى اضافات اسمايى ؛ و فنا و محو جملگى در او . و آنكه بدين مقام نايل نگردد ، همو است كه خارج از فطرت ربانى و خائن به امانت الهى و سراپا جهل به مقام ربوبيت و سراسر ظلم به حضرت احديت است . و نزد اصحاب قلوب و عرفان و ارباب شهود و عيان ، كه مسبوق به سابقهء حسنايند ، معلوم است كه حصول اين منزلت و وصول به اين مرتبت ، ممكن نيست مگر به رياضتهاى عقلانى - پس از طهارت نفس و تزكيهء آن و وجههء اراده و سمت و سوى همت را متوجه به معارف الهيه داشتن ، در پى تطهير باطن و خالى داشتنش از ماسِوا .
پس - اى نفس كه در سراچهء خاك مخلد گشتهاى - از خانهء تاريك و دهشتناك طبيعت به درآى ! و به سوى اللَّه تعالى - مقام جمع احدى - و رسول او - آن صاحب قلب احدى احمدى - هجرت كن ! تا گاهى كه مرگ دريابدت - مرگى كه همانا نيستى تعينات است ؛ در آن صورت اجر تو به عهدهء خداوند است . و در سير الى اللَّه ، به پدر روحانى خويش ( ابراهيم خليل ) تأسىجوى و بگو :
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ . . .
« 2 » ؛ و اين همان فوز عظيم و جنت ذاتى لقايى است كه [ به فرمودهء رسول اكرم ( ص ) : ] . . . لا عَيْنٌ رَأتْ وَلا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَلا خَطَرَ عَلى قَلْبِ بَشَرٍ « 3 » .
هامش
( 1 ) - « براستى آن امانت را بر آسمانها و زمين عرضه داشتيم » . ( الأحزاب ( 33 ) : 72 )
( 2 ) - « روى خود را به سوى آنكه آسمانها و زمين را بيافريد متوجه ساختهام » . ( الأنعام ( 6 ) : 79 )
( 3 ) - نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر قلب انسانى خطور كرده است .