حُسْناست ، راهبر باش ؛ و درود فرست بر مبدأ ظهور و غايت ، و صورتِ اصل وجود و ماده آنكه هيولاى اولى و برزخيت كبراست ؛ آنكه « نزديك شد » و تعيّنات را رها كرد ، « سپس فرود آمد » و ( فاصلهاش ) به اندازهء دو قوسِ وجود و دايرهء غيب و شهود شد « يا نزديكتر » ؛ كه همانا مقام عِماء بلكه « لامقام » است بر اساس عاليترين رأى :
« عنقا شكار كس نشود ، دام بازگير ! »
و نيز ( درود فرست ) بر آل و اهل بيت او كه مفاتيح ظهور و چراغهاى نورند ، بل نور بر سر نورند : فَ
مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً
[ يهديه اليهم ]
فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
« 1 » بويژه بر خاتم ولايت محمدى و مقبض فيوضات احمدى ، كه پس از ظهور پدرانش به عبوديت ، خود مظهر ربوبيت خواهد شد ؛ و « براستى عبوديت ، گوهرى است كه كُنه آن ، ربوبيّت است » « 2 » . امام آنكه خليفهء حق در ملك و ملكوت ، و وجودش گنجينهء اسماى خداى حىّ لايموت است ؛ امام غايب و منتظَر ، و ثمره و وليدهء اولياى گذشته كه جانهاى ما فداى او باد ! و بارخدايا ! بر دشمنان او كه راهزنان طريق هدايت و راهبران امت بر راههاى هلاكت و گمراهىاند ، لعنت فرست .
و بعد ، در حقيقت ، انسان ميان ساير موجودات به لطيفهء ربانى و نفخهء روحى الهى و فطرت سليم روحانى ممتاز است ؛
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 3 » ؛ و اين لطيفهء ربانى ، به تعبيرى ديگر ، همان « امانت » است كه خداوند متعال بدين
هامش
( 1 ) - « پس هر كه را خدا نورش ندهد تا به سوى ايشان هدايتش كند او را نورى نباشد » . ( النور ( 24 ) : 40 )
( 2 ) - ر . ك : مصباح الشريعه ، ص 7 ، الباب الثاني في العبودية .
( 3 ) - « فطرت الهى كه مردم را بر آن آفريده است » . ( الروم ( 30 ) : 30 )