10 نامه اخلاقى به خانم فاطمه طباطبايى « 1 »
بسمه تعالى
عاقبت ، اصرار مكرر فاطى « 2 » غلبه كرد ، و من از اين چاه خشكيده براى خاطر او چند دَلوى آب گلآلود كشيدم . من نه شاعر بوده و نه هستم و نه دعوى آن دارم . اكنون كه به سن كهولت رسيده و اگر فىالمثل چيزى داشتهام ته كشيده ، و با دفترى سياه و كولهبارى از گناه به درگاه او - جلّ و علا - به اميد بخشش و رحمت روآوردم ، اعتراف دارم كه نقطهء سفيدى در نامهء عمل ندارم ؛ چون حسنات تخيلى و طاعات صورىام سيئاتى است كه از حد خودپرستى و خودخواهى فراتر نرفته و حجابهاى ظلمانى وساوس شيطانى بوده ؛
ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ
« 3 » ، كه بايد از آنها بيش از معاصى استغفار كنم ، و از خود و عمل خود مأيوسم ، لكن از فضل خداى متعال و رحمت او - جلّ و علا - مأيوس
هامش
( 1 ) - مخاطب : خانم فاطمه طباطبايى ؛ زمان : 30 - ارديبهشت 1364 ش ، مطابق 29 شعبان 1405 ق ؛ مكان : تهران - جماران ؛ يادنامه امام درباره اشعارشان و تذكرات اخلاقى .
( 2 ) - « همسر آقاى سيد احمد خمينى » .
( 3 ) - « تاريكىها برخى از آن ، بالاى برخى است » . ( النور ( 24 ) : 40 )