جانب دشمن به امام رسيد و آن حضرت شب را براى عبادت مهلت گرفت و مصمم به جنگ فردا شد 272 .
روز دهم محرم سال 61 هجرى ، امام با جمعيت كم خود ( روى هم رفته كمتر از نود نفر كه چهل نفر از ايشان از همراهان سابق امام و سى و چند نفر در شب و روز جنگ از لشكر دشمن به امام پيوسته بودند و مابقى خويشاوندان هاشمى امام ، از فرزندان و برادران و برادرزداگان و خواهرزادگان و عموزادگان بودند ) در برابر لشكر بى كران دشمن صف آرايى نمودند و جنگ در گرفت .
آن روز از بامداد تا واپسين جنگيدند و امام عليه السّلام و ساير جوانان هاشمى و ياران وى تا آخرين نفر شهيد شدند ( در ميان كشته شدگان دو فرزند خردسال امام حسن و يك كودك خرسال و يك فرزند شيرخوار امام حسين را نيز بايد شمرد 273 .
لشكر دشمن پس از خاتمه يافتن جنگ ، حرمسراى امام را غارت كردند و خيمه و خرگاه را آتش زدند و سرهاى شهدا را بريده ، بدنهاى ايشان را لخت كرده ، بى اينكه به خاك بسپارند ، به زمين انداختند . سپس اهل حرم را كه همه زن و دختر بى پناه بودند با سرهاى شهدا به سوى كوفه حركت دادند ( در ميان اسيران از جنس ذكور تنى چند بيش نبود كه از جمله آنان فرزند 22 ساله امام حسين - كه سخت بيمار بود - يعنى امام چهارم و ديگر فرزند چهار ساله وى محمد بن على كه امام پنجم باشد و ديگر حسن مثنى فرزند امام دوم
هامش
( 272 ) مناقب ابن شهراشوب ، ج 4 ، ص 98 . ارشاد مفيد ، ص 214 .
( 273 ) بحارالانوار ( چاپ كمپانى ) ج 10 ، ص 200 ، 202 و 203 .