« وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ * كِراماً كاتِبِينَ * يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ »
« 1 »
و به درستى بر شما نگهبانانى گماشته شدهاند كه - پيش خدا - گرامى و نويسندگان - اعمال شمايند آنچه را كه مىكنيد مىدانند .
و مىفرمايد :
« وَ رَبُّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ »
« 2 »
و پروردگار تو نگهبان هر چيزى است .
اشكال ديگر : بنابر آنچه گذشت عقل در همه احوال حكم به رعايت قانون و لزوم اجتناب تخلف نمىكند و اين معنا منافى است با آنچه در عدهاى از احاديث ائمه اهلبيت وارد است كه خداى متعال بر بندگان خود دو حجت دارد : حجت ظاهرى كه پيغمبر است و حجت باطنى كه عقل انسان مىباشد ، زيرا بنابر آنچه گذشت عقل در همه يا اغلب موارد تخلف حكمى ندارد تا سمت حجيت داشته باشد .
جواب : كار استثناناپذير عقل عملى انسان دعوت به جلب نفع و اجتناب ضرر مىباشد و در صورتى كه پذيرفتن تعاون و تشريك مساعى از انسان سودخواه و استخدام طلب ( با بيانى كه گذشت ) از راه اضطرار باشد و منشأ اضطرار همان قدرت كسانى باشد كه انسان مىخواهد از اعمالشان آزادانه بهرهبردارى نمايد يا قدرت كسانى كه مقررات كيفر دست ايشان است .
البته در اينفرض اگر در مواردى وادار كنندهاى در ميان نباشد عقل نيز به وجوب متابعت قانون حكم نخواهد كرد و از تخلف و نقض قانون نهى نخواهد نمود .
ولى اگر منشأ اضطرار - چنان كه نظريه وحى ايجاب مىكند - حكم خدا و مراقبت اعمال و پاداش تخلف و تبعيض و استثناناپذيرى نيكىها و بدىها به عهدهء خدايى
هامش
( 1 ) . انفطار ، آيه 12
( 2 ) . سبأ ، آيه 21