بيروت ج 2 ، ص 246 ، شماره ترجمه 715 .
در اين كتاب ضمن شرح حالى اجمالى و يادى توأم با تجليل از شريف رضى مىنويسد : احمد بن عمر بن روح به من گفت : او ( رضى ) در مدت كوتاهى قرآن را حفظ كرد و در معانى قرآن كتابى تصنيف كرده كه مانند آن بىنظير يا كم نظير است و باز مىنويسد : از ابو عبد اللَّه محمد بن عبد اللَّه كاتب شنيدم كه در حضور ابو حسين بن محفوظ كه يكى از رؤساء بود جمعى از دانشمندان علوم ادبى مىگفتند : رضى شاعرترين شعراى قريش است و ابن محفوظ گفت : اين ، سخن درستى است چون در ميان قريش ، شاعرى كه شعر نيكو سرايد وجود دارد ولى چنان شاعرى ، شعرى اندك دارد اما شاعرى كه هم شعر نيكو سرايد و هم شعر فراوان گويد ، جز رضى نيست . خطيب در پايان مىنويسد : رضى در خانه خويش در مسجد انباريين به خاك سپرده شد .
تاريخ الأدب العربى :
كارل بروكلمان ، تعريف دكتر عبد الحليم النجار ، چاپ چهارم دار المعارف ، قاهره ، ج 2 ص 62 . در اين كتاب چندين اشتباه و يا غلط چاپى به چشم مىخورد .
1 - در واگذارى نقابت علويان بغداد ، تاريخ 937 آمده . احتمالا غلط چاپى است و صحيح آن 397 يا 379 باشد ولى اصولا تصدى پستهاى نقابت ، امارت حاج و غيره را ، در سالهاى 380 ، 388 نوشتهاند و بهر حال تاريخهاى مزبور دقيق نمىباشد .
2 - در مورد القاب اعطائى به رضى نيز تسامح آشكار مشاهده مىشود او مىنويسد : بهاء الدولة يك سال پس از تصدى پست نقابت توسط شريف رضى ، لقب رضى را و در سال 401 لقب شريف را به وى داد در حالى كه چنين چيزى صحيح نيست . نگاه كنيد به منابع ديگر .
3 - نام مؤلف عمدة الطالب ، ابن عتبه آمده و صحيح آن ابن عنبه است .