تاريخ ادبيات زبان عربى :
حنا الفاخورى ، ترجمهء عبد المحمد آيتى ، انتشارات طوسى 1361 ص 491 .
نويسنده در زمينهء مدائح شريف رضى نسبت به خلفا و ملوك چنين اظهار نظر كرده : « رضى بدينوسيله مىخواسته در مشكلات سياسى به عنوان مردى صاحب اهميت شركت كند يا حتى طمع آن داشت كه روزى بر تخت خلافت اسلامى فرا رود در اين راه به موفقيتهائى هم نائل آمد » .
اين نكته كه شريف رضى تمنى رسيدن به خلافت را داشته و آن را براى خويش حقى مىدانسته مورد توجه برخى دانشمندان است كه گاهى مستندا به اشعار او و دلائل ديگر و گاهى هم بدون استدلال مطرح ساختهاند .
ترجمه ماهرانه و استادانه اين كتاب ، بر زيبائى آن افزوده و آن را بسيار خواندنى كرده است مع ذلك گذشته از چند غلط مطبعى به نظر مىرسد اگر بيت زير :
و تلفتت عينى فمذ خفيت * عنها الطلول تلفت القلب
چنين ترجمه مىشد بهتر بود : و چشم من در او مىنگريست و آن گاه كه آثارش از ميان رفت ، دل در او نگريست .
در شعر ديگر به جاى كلمه عطفا كه در ديوان چنين آمده ، مهلا ضبط شده است و همچنين ترجمه شعر :
فانّ العيش بعدك غير عيش * و إنّ الناس بعدك غير ناس
اين چنين بهتر بود ترجمه شود : كه زندگى بعد از تو ، زندگى ديگرى است و مردمان ، پس از تو مردمانى ديگرند .
تاريخ بغداد :
ابو بكر احمد بن على الخطيب ، متوفى 463 ق ، چاپ دار الكتب العلمية ،