پس بعضى را بىحساب به بهشت برند :
« يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ »
« 1 » و بعضى را بىحساب به دوزخ فرستند « 2 »
« فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً »
« 3 » و ديگران را كه از اهل حساب باشند بدارند و ملائكه و انبياء و ائمّه [ هُدى ] و شهدا را حاضر سازند
« وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ »
« 4 » ،
پس نامِهاى اعمال را در ترازوها بسنجند و حساب نمايند
« وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ »
« 5 » ، و معيار ترازوى اعمال ، انبياء و ائمّهء هُدى باشد هركه عملش موافق عمل ايشان باشد وهمسنگ آن [ باشد ] يا نزديك به آن ، كفّهء عملش گران است « 6 » ، پس او را به بهشت برند
« فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ * فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ »
« 7 » و هركه مخالف آنست و كم سنگ و دور از آن ، كفّهء عملش ناقص و سبك ، پس
هامش
( 1 ) - الغافر : 40 . : « پس ايشانند كه به بهشت درآيند بىحساب ، و در آن روزى داده شوند » .
( 2 ) - در نسخهاى : « به دوزخ برند » .
3 - الكهف : 105 . : « پس براى آنها هيچ ترازويى ننهيم » .
( 3 ) -
( 4 ) - الزّمر : 69 . : « و پيامبران و گواهان را بياورند و ميان ايشان - آدميان - براستى و درستى داورى شود و بر آنان ستم نرود » .
( 5 ) - الأنبياء عليهم السلام : 47 . : « و ما ترازوهاى دادگرى را در روز رستاخيز مىنهيم - براى حسابرسى و سنجش اعمال نيك و بد - پس به كسى هيچ ستمى نرود ، و اگر [ كردارشان ] همسنگ دانهء خردلى باشد آن را بياريم ، و ما حسابگرانى بسندهايم » .
( 6 ) - در نسخهاى : « تمام و گران است » .
( 7 ) - القارعة : 6 - 7 . : « پس هركه ترازوى كردارش سنگين باشد - كارهاى با ارزش داشته باشد - * پس او در زندگانىِ پسنديده و خوشايندى است » .