بيضاء و شقّ قمر نمىشود ، و چون مردمان را لابدّ است از تعاون يكديگر در معاملات و وجوه معايش با تحاسد و تباغض و تغالبى كه بر ايشان غالب است و بر آن مجبولند بىسياستى محكم و قانونى مضبوط كه از آن تجاوز نتوانند نمود اين كار ميسّر نمىشود .
پس هر آينه ناچار است خلايق را از مَلَكى مقرّب كه واسطه شود ميان حقّ عزّوجلّ و پيغمبر و [ از ] نبىّ مرسل كه رساننده باشد به امّت آنچه به او رسد از وحى و خبر و از آنچه مناسب هر طايفه باشد از معجزات و خوارق عادات عَلى اختِلافِهِم في الأَفهامِ والدَّرَجات « 1 » ، و از شرعى « 2 » كه محكم تمام ، شامل خاصّ و عام ، و لهذا حقّ عزّ و علا اوّل خليفه آفريد و وحى و شرع مقرّر گردانيد بعد از آن خلق خليقه « 3 » فرمود
« وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 4 » .
و هميشه در بنى آدم رُسُل و نَبيّين با كُتب و براهين پى درپى فرستاد :
« ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا »
« 5 » .
و ايشان سعيها نمودند و خلايق را راهنمايى فرمودند و از ايشان تكذيبها شنيدند و آزارها كشيدند تا آخر منتهى شد به بهتر و مِهتر ايشان و سرور صاحب كيشان بلكه زبدهء كاينات و خلاصهء موجودات ، حامل لواى موعود و مبعوث به مقام محمود ، صاحب حوض و شفاعت و وسيله و تاج ، و راكبِ بُراق به مقامِ
هامش
( 1 ) - : « بنابر تفاوتى كه در فهمها و درجات دارند » .
2 - در نسخهاى : « شرحى » .
( 2 ) -
( 3 ) - خليقة : مردم ، جمع : خلائق . و در بيشتر نسخهها : « خليفه » .
( 4 ) - البقرة : 30 . : « [ به ياد آر ] آنگاه كه پروردگارت فرشتگان را گفت : من در زمين جانشينى خواهم آفريد » .
( 5 ) - المؤمنون : 44 . : « سپس فرستادگان خود را پى در پى فرستاديم » .