از مردم يمن شايع شده و از ايشان بقبيلهء بنى حنيفه و از اين قبيله بساير طوايف و قبايل عرب سرايت كرده است . و بعضى همان بنو حنيفه را منشأ و مظهر اوّل گفتهاند « 1 » .
آيهء شريفهء قرآن مجيد
« كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً »
« 2 » ، و احاديث و دستورها كه از پيغمبر اكرم و ائمّهء طاهرين سلام اللّه عليهم اجمعين در نهى از تعليق عوذه و تمسّك برقيه و افسون روايت شده و همچنين وضع استعاذه « 3 » با اهميّتى كه اسلام به اين كلمه داده « 4 » همه در ردّ و تخطئهء آن عقايد خرافى است كه ما بين عرب بحدّ وفور شيوع داشته و آيين پاك اسلام در زدودن خرافات و نجات دادن بشر از قيود واهى اباطيل و هدايت او بصراط مستقيم توحيد كه يگانه راه سعادت و آرامش روح انسانى باشد ميكوشيده است « 5 » .
هامش
( 1 ) - رجوع شود بتفسير ابو الفتوح رازى و مجمع البيان طبرسى و تبيان شيخ طوسى و تفسير كبير امام فخر رازى در شرح آيهء شريفهء« كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ ».
( 2 ) - سورهء جن جزو 29 .
( 3 ) - يعنى گفتن « اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم » .
( 4 ) - رجوع شود بمقدّمهء تفاسير در معنى و خواصّ استعاذه .
( 5 ) - محض رفع توهّم يادآور ميشويم كه آنچه از جنس عوذات و تمائم و رقى و عزائم و احراز ائمّهء دين در كتاب بحار الانوار مجلسى و مهج الدّعوات ابن طاوس و ديگر كتب معتبر ادعيه نقل شده ، بر فرض صحّت متن و سند ، اغلب مشتمل بر آيات قرآنى و ادعيهء توحيدى است و ربطى بافسونهاى بىمعنى و توسل بجنّ و پرى ندارد ، و در اين باره نيز بحثهاست كه شرحش مناسب اين مقام نيست .