تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز المعزمين ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 26

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٢٦
فلاسفهء خشك جامد نيست كه هيچ بويى از عرفان و اشراق بمشامش نرسيده باشد ، بلكه روح فيض‌ياب او از سر چشمهء مشرب عرفان نيز بحدّ كافى سيراب شده و تشنه‌كامان زلال معرفت را از منبع صافى طبع فيّاض خود رحيق تحقيق بخشيده و رشحه‌يى از آن را در فصول آخر كتاب اشارات ( نمط تاسع و عاشر ) كه آخرين تأليفات گرانمايهء وى مىباشد با بيانى پخته و جزيل آشكار ساخته است . شيخ خود از فلاسفه‌ايست كه بامكان صدور عجايب و غرايب طبيعى و خوارق عادات اعتقاد دارد و آثار سحر و شعبده و طلسمات و عزائم و نيرنجات و امثال آن را جزو اوهام كاذبه نمىشمارد ، و ظهور اين آثار را با موازين علمى و منطق عقلى مخالف و منافى نمىداند و يكى از اصول مسلّم او دربارهء اين امور و نظاير آن قاعده‌ايست كه در سابق گفتيم « كلّ ما قرع سمعك . . . الخ » يعنى هر چه را بشنوى تا دليل قطعى بر امتناع آن نباشد آن را در جاى ممكن بدار و بانكارش مبادرت مكن . وى در نمط دهم اشارات در اسرار آيات راجع بعجايب طبيعى بتفصيل گفتگو مىكند و ظهور خوارق عادت را بطرق مختلف با مبانى عقلى مباين نمىشمارد ، و كسانى را كه محض اظهار فضيلت و امتياز خود از عوام هر چيزى را بر خلاف عادت بشنوند بىدرنگ انكار كنند مىنكوهد و اين انكار را خود نوعى از جهل و عامىگرى مىخواند كه هر چه را مخالف ظاهر طبيعت و خارج از حدود معلومات ناقص خود ديدند بر فور تكذيب كنند .
« بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ »
« 1 » .
هامش
( 1 ) آيهء قرآن مجيد .