78 [ الأيكه ] : درخت انبوه پر شاخ و برگ و جمع آن ايك است .
/ 473
عذاب الاهى ستمكاران را نابود مىكند
رهنمودهايى از آيات :
مهمانان ابراهيم به سوى لوط آمدند . وقتى لوط پيامبر آنان را ديد نشناخت .
گفتند : « ما آمدهايم تا وعدهاى را كه اين قوم در آن شك مىكنند ، تحقّق بخشيم » آن گاه فرمان دادند كه وى به همراه خانواده شبانه از قريه خارج شود و خود به دنبال خانواده حركت كند و هيچ كس به پشت خود نگاه نكند و به جايى كه خدا فرمان مىدهد ، بىترديد بروند . حكم الهى يعنى هلاك آنان مقرّر شده و كسى از آنان نخواهد ماند تا نسل ايشان باقى بماند » . از سوى ديگر چون مردم قريه از ورود مهمانان آگاه شدند ، شادمان شدند كه به كار زشت با آنان دست خواهند زد ، لوط خطاب به ايشان گفت : « اينان مهمانان مناند ، مرا رسوا نكنيد و از عذاب خدا بترسيد » ، امّا آنان در گمراهى خود پاى فشردند و گفتند : « ما پيش از اين تو را از استقبال مهمانان و پناه دادن ايشان باز داشتيم » . لوط به آنان گفت كه دخترانش را نكاح كنند تا از كار زشت سالم مانند ، ولى هم چنان در گمراهى غوطهور بودند .
/ 474 آن گاه به هنگام دميدن آفتاب صيحه آنان را فرو گرفت و قريه زير و رو شد و باران سنگ از آسمان باريد . در اين قصّه عبرتى است براى كسانى كه پند بياموزند ، عبرتى پا بر جا و استوار ، امّا جز مؤمنان كسى نمىتواند عبرت گيرد .
همانند قوم لوط قوم شعيب بودند كه كشت زارهايى داشتند . انتقام خدا آنان را فرو گرفت و قريهء ايشان بر سر راه مردم بود و آن را كه ويران شده بود ، مىديدند .