نيّت بدى دارد .
/ 469 [ 53 ]
قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ
- گفتند : مترس . ما تو را به پسرى دانا بشارت مىدهيم » .
گفتند : ما مبشّريم نه منذر ، ما فرشتگان خداييم . و مىدانيم كه فرشته به صورت بشرى كامل مجسّم مىشود چنان كه به مريم مجسّم شد .
[ 54 ] ابراهيم با شكيبايى كامل در انتظار خبر خوش بود و انتظار بسيار او را تا حدّى نوميد كرده بود . اينك خداوند مژده مىدهد كه وى نه تنها صاحب فرزندى مىگردد ، بلكه همين فرزند داراى فضل و دانش و نيز ولىّ مورد انتظار و وارث علم و هدايتش خواهد بود ، و چون ابراهيم دفعتا با اين خبر مواجه شد نخستين واكنش او تعجّب و تحيّر بود .
قالَ أَ بَشَّرْتُمُونِي عَلى أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ
- گفت : آيا مرا بشارت مىدهيد با آن كه پير شدهام » .
گفت : من عمر درازى كرده و به مرز سالخوردگى كه همچون بيمارى است رسيدهام ، چگونه مرا مژده مىدهيد ؟
فَبِمَ تُبَشِّرُونَ
- به چه چيزى بشارتم مىدهيد » .
آيا مجرّد آرزو و تعارف معمول بين مردم است يا آن كه وعدهاى استوار از جانب خداست ؟
[ 55 ]
قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ
- گفتند به حق بشارتت مىدهيم » .
« مژدهء » راستين و به فرمان خداست نه آن كه مجرّد آرزو باشد .
فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطِينَ
- از نوميدان مباش » .
زيرا رحمت الاهى گسترده است و به اندازهاى كه آدمى توقّع داشته باشد ، شامل حال او مىشود ، پس چرا بايد نوميد بود ؟
/ 470 [ 56 ] ابراهيم اين مسئله را كه پرسش وى به سبب نوميدى از رحمت الاهى است نفى مىكند ، بلكه شايد مژده را جدّى نمىگرفته است . از اين رو بر اين نكته تأكيد مىگذارد كه اشخاص گمراهى كه از وسعت قدرت و علم و رحمت