دليل آن كه اگر خداوند راهى در آسمان بگشايد تا بدان جا صعود كنند ايمان نمىآورند ، زيرا پردههاى شهوت خردهاى آنان را فرا گرفته است .
وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ
- اگر بر ايشان از آسمان درى بگشاييم كه از آن بالا روند » .
يعنى پيوسته در حال صعود باشند حتى لحظهاى هم نپندارند كه خواب مىبينند ، [ 15 ]
لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا
- گويند كه چشمان ما را جادو كردهاند » .
در اين صورت مىگويند چشمانمان بسته شده است . گويى چشمهايشان به سبب وجود نشئه يا حجابى در آسمان و صعود به سوى آن را مىبينند ، آن گاه در مىيابند كه تن آنان نيز وضع صعود را حس مىكنند ، در اين حال مىگويند :
بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ
- بلكه ما مردمى جادوزده هستيم » .
[ 16 ] صعود به آسمان بزرگترين آيت پروردگار نيست ، بزرگتر از آن همين آسمان است كه خداوند در آن منزلها و ستارگانى نهاده و شكوه و زيبايى بدان بخشيده كه خردها و چشمها را مبهوت مىكند .
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ
- و هر آينه در آسمان برجهايى آفريديم و براى بينندگانشان بياراستيم » .
آفرينندهء آسمان همان آفرينندهء زمين و انسان و غرايز اوست . هموست كه حسّ زيبا دوستى را پديد آورده و آدمى زيبايى ستارگان آسمان را حس مىكند .
/ 447 [ 17 ] افزون بر آن كه آسمان زيباست ، خداوند از هر جنّ راندهاى حفظش كرده است . جنها به بشر چنين تلقين مىكنند كه آنان ( جنها ) به امورى كه در آسمانها جارى است واقفند و غيب مىدانند .
وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ
- و آنها را از هر شيطان رانده شدهاى حفظ كرديم » .
بروج را از جنهاى رانده حفظ كرديم : رانده شده از لطف الاهى و