بايد پيام آور قربانى هدف آنها و بى هيچ مصلحتى ذاتى مجنون باشد .
امّا « جنون » نبود عقل است و در كردارهاى فرد ، در خوردن و آشاميدن .
آرامش و جنگ ، ارادت شخص به دوستانش و ايستادگى در برابر دشمنان منعكس مىشود . آيا با اين مقياس پيامبر مجنون بوده ؟ و كسانى كه به راه او رفتهاند ديوانه بودهاند يا آن كه اين امر بر حسب معيار دنيا پرستانى است كه فريب كالاى ارزان دنيا را خوردهاند ؟ ! [ 7 ] كافران براى توجيه كفر خود كارى را كه محال مىپنداشتند از پيامبر خواستند و گفتند :
لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
- اگر راست مىگويى چرا فرشتگان را براى ما نمىآورى » .
يعنى چرا فرشتگانى با خود نمىآورى . اين چنين است كه هر كس نمىخواهد انديشهاى را بپذيرد يا به كارى برخيزد علّتهايى براى توجيه مىتراشد .
[ 8 ] امّا اين كافران نمىدانند كه نزول فرشتگان به معنى كشف غيب پيش چشم آدميان است و خدا دنيا را خانهء آزمايش براى عقل و ارادهء آدمى نهاده است .
آيا آدمى حقيقت را بر شهوات بر مىگزيند و آيا در ميان شبهات حق را مىجويد يا آن كه در برابر آنها سر تسليم فرو مىآورد . امّا خداوند آن گاه كه بخواهد فرشتگانى مىفرستد و كشف غيب مىكند ، « اختيار » را از آنان مىگيرد و ديگر فرصتى براى امّت باقى نمىگذارد .
ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ
- ما فرشتگان را جز به حق نازل نمىكنيم و در آن هنگام ديگر مهلتشان ندهند » .
به هنگام نزول ملائكه مردم به حال خود گذاشته نمىشوند و كسى كه محكوم به مرگ است ، فرشتگان عذاب را مىبيند و آن را باور مىكند امّا چه فايده ؟ !