تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
/ 426

نيرنگ بى اثر

[ 46 ] گاهى كافران چنين مىپندارند كه اگر برنامهء آنان بهتر از پيشينيان باشد ، مىتوانند خود را از كيفر ستمكارى خود نجات دهند ، امّا هيهات ! همهء كافران مكر كردند و مكر آنان زير سلطهء خدا قرار داشته است ، خداست كه عقل و اراده و نيرو به ايشان بخشيد تا آن كه توانستند برنامه ريزى كنند و هر گاه بخواهد آگاهى و انديشه را از آنان مىگيرد و مكرشان به زيان خودشان باز مىگردد .
وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ
- آنان نيرنگهاى خود نمودند ، » براى حفظ خود به هر وسيلهء ممكن دست يازيدند .
وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ
- و خدا از نيرنگهايشان آگاه بود . » امّا كارها در حقيقت به دست خداست نه به دست بنده ، و بنده در ارادهء خود اختيار ندارد ، و اين كه كسى گناه و نافرمانى مىكند به معنى چيرگى بر خدا نيست ، زيرا با نيرويى اين عصيان را انجام مىدهد كه او به بندگانش داده است . و گاهى مكر بشر چنان قوى است كه كوه‌ها را از هم مىپاشد .
وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ
- هر چند كه از نيرنگهايشان كوه از پاى در مىآمد . » جاهليّت نو كه توانسته است فضا را در نوردد ، در ژرفاى اقيانوسها فرو رود ، اتم را بشكافد و كوه‌ها را هموار كند ، چنين مىپندارد كه از عقوبت ستم بر محرومان و مستضعفان مىتواند بگريزد ، امّا هيهات ! خدايى كه اين نيروها را به آدمى بخشيده تواناست كه هر زمان كه بخواهد از او پس بگيرد . هر نسلى از كافران گمان مىكرد كه به قلّهء تسخير طبيعت رسيده است ، ليكن / 427 پس از آن كه اجلش فرا رسيد مكرش او را فرا گرفت و اغلب با همان نيرويى كه مىپنداشت حافظ اوست نابود شد . خدا فرعون را غرق كرد ، و زمين قارون را با گنجهايش فرو برد و دژهاى عاد كه بر پايهء تخته سنگها ساخته شده بود با زمين يكسان شد .