او بگو چون مرا در ثواب تفسير الميزان شريك نكرده ، از او راضى نيستم ! " » از پدر پرسيدم :
" شما چه گفتيد ؟ " پدر فرمود : « به او گفتم " اگر الميزان ثوابى دارد ، همهء آن را به او بخشيدم ! " » « 1 »
33 . استاد امجد : كسى به مرحوم علّامه عرض كرد : « با اين پدر و مادرهاى پرتوقّع چه كنيم ؟ » فرمودند : « غيبت پدر و مادرها را نكنيد ! »
34 . يكبار در جلسهاى فلسفى ، شخصى پرسشى فقهى از مرحوم علّامه طباطبائى نمود . مرحوم علّامه پيش از پاسخ وى فرمود : « اين سؤال شما مانند اين است كه ما در ميكده باشيم و يك نفر برخيزد و دو ركعت نماز بخواند ! » « 2 »
35 . شخصى به مرحوم علّامه عرض كرد : « شما بهجاى واژهء " عرفا " بگوييد " اهل معرفت " تا حساسيت برخى برانگيخته نشود . » علّامه نگاه خاصى به او كرده و سپس فرمودند : « كلام بسيار خوب و بجايى گفتى ! »
36 . مرحوم استاد احمدى : پاورقىهاى كتاب شيعهى استاد طباطبائى را من نوشتم و آقايان هاشمى و باهنر قرار بود آنها را چاپ كنند . يكبار در خيابان ارم به آقا رفسنجانى برخوردم و پرسيدم : « حاشيههاى من چهطور بود ؟ » گفت : « بد نبود ، اما بعضى قسمتهاى آن تركى بود ! » شوخى او را به استاد طباطبائى عرض كردم و علّامه هم گفت : « بله ؛ من هم گاهى اوقات تركى مىنويسم ! الان ديگر موقع نوشتن اين چيزها نيست . » « 3 »
37 . خدمت علّامه طباطبائى - قدّس سرّه - گفته شد : « شخصى ، ضدّ الميزان كتابى نوشته است . » ايشان بدون اينكه خشمگين شود ، فقط دو كلمه فرمود ؛
هامش
( 1 ) . روزنامهء رسالت ، 5 / 9 / 1380 ، ص 6 ( مقايسه كنيد با جرعههاى جانبخش ، صص 245 و 246 ) .
( 2 ) . غلامعلى ابراهيمى دينانى .
( 3 ) . خاطرات فقيه اخلاقى ، احمدى ميانجى ، صص 96 و 97 .