4 سيرهء آية اللّه طباطبائى : سادهزيستى ، تواضع و . . .
1 . آية اللّه مصباح : مرحوم علّامه طباطبائى ، مبالغ بسيارى قرض داشتند . در طول ساليان دراز خانهء دو اتاقهاى اجاره كرده بودند و از تهيه هزينهء زندگىشان برنمىآمدند .
حق التأليفى هم كه از راه چاپ الميزان به ايشان مىرسيد ، بسيار كم بود و زندگى ايشان در كمال سادگى مىگذشت .
يكى از دوستان مىگفت : « در همان اواخر عمر شريفشان ، روزى از مسافرت آمده بودند و در انتظار تاكسى بودند كه ايشان را با وسايلشان به خانه برساند ؛ امّا هيچ تاكسىدارى حاضر نمىشد ايشان را به مقصد ببرد و حضرتشان مدتى كنار خيابان معطّل بودند كه من ايشان را ديدم و با پول خود ، تاكسىاى برايشان كرايه كردم . »
اين در حالى بود كه داماد ايشان ، شهيد آية اللّه قدوسى ، عالىترين مقام قضايى كشور را داشت ! شهيد قدوسى گفته بود : « بنده تا همين اواخر ( مدتى پس از درگذشت علّامه ) نمىدانستم كه ايشان مبالغ سنگينى بدهكارند ! »
2 . استاد فاطمىنيا : يكى از آقايان دربارهء حضرت طباطبائى گفته بود : « آقا طباطبائى خوب است ، امّا نورانيّت ندارد . » ( ! ) شخص سادهاى اين نكته را در كاغذى نوشته به مرحوم علّامه عرضه كرد . آية اللّه طباطبائى وقتى اين مطلب را خواند ، بسيار خنديد به گونهاى كه