جهت فقهى و اصولى علّامه
از ابعاد مخفى و پنهان حضرت استاد بعد فقهى و اصولى اوست ، به گونهاى كه تبرّزوى در فلسفه و عرفان و يا تفسير و كلام اين بخش از بعد فكرى و علمى او را تحت الشعاع قرار داد و افراد ناآشنا تصور مىكنند كه حضرت استاد در اين وادى گامى برنداشته و يا افقى را نشكافته است . ولى بر خلاف اين پندار ، استاد بزرگوار در اين دو علم كوششهاى لازم را انجام داده و حتى در علم اصول داراى نظريات خاصى بود .
وى خارج اصول را نزد اساتيد فن بهصورت دو دورهء كامل فراگرفته بود :
يك دوره نزد شيخ بزرگوار خويش مرحوم آية اللّه شيخ محمد حسين اصفهانى متوفاى سال 1361 .
و دورهء ديگر را نزد استاد بزرگ مرحوم آية اللّه نائينى متوفاى سال 1355 .
روشنترين گواه بر عظمت فكرى او در اصول « تعليقهء كفايه » وى است . استاد در اين كتاب چكيدهء نظريات خود را در « مباحث الفاظ » و « مباحث اصول عقليه » بهصورت « تعليقه بر كفايه » درآورده است و اين كتاب اخيرا از طرف « بنياد