خواندند كه خلاصه غرضم و عرضم اين است كه هم در حكمت مشاء هم در حكمت اشراق مجتهد بودند و به دقايق افكار مشاء آگاهى داشتند و نيز در حكمت اشراق مستنبط بودند .
علاوه برآن كمالاتى كه به مصداق
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
« 1 » دارا بود ، صاحب سيروسلوك و مراقبت بسيار قوى و كامل و عجيب كشيك نفس مىكشيد « 2 » .
در عرفان عملى ايشان بهجائى رسيده بود كه چشم برزخيش باز بود و انسانها را مطابق سريره و ملكات آنان مشاهده مىنمود « 3 » .
* ممثل شدن مثال مبارك علّامه براى استاد معظم حسنزاده آملى
الحمد للّه كه در مبارك سحر ليله چهارشنبه هفدهم ربيع المولود 1402 ه ق ، مطابق بيست و سوم ديماه 1360 ه ش شب فرخنده ميلاد خاتم انبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلم و وصى او صادق آل محمد عليه السّلام كه به ترقيم رساله « انه الحق » - بهعنوان يادنامه مفسر كبير آيت علم و دين فخر اسلام استاد علّامه طباطبايى رضوان اللّه تعالى عليه ، كه شب شصتم از رحلت آن جناب بود - اشتغال داشتم ، مثال مباركش با سيماى نورانى كه از
سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ
« 4 » حكايت مىفرمود ، برايم متمثل شد ، و تفقدى فرمود كه با لهجهاى شيرين و دلنشين از
هامش
( 1 ) سوره مائده ، آيه 54 .
( 2 ) اقتباس از مجله پيام انقلاب ، شماره 149 ص 36 ، 37 ، 70 . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ص 152 .
( 3 ) كيهان انديشه ، شماره 26 ، ص 6 .
( 4 ) سورهء فتح ، آيه 29 .