تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
انشاء كلك را به رفتار ساده‌اش واگذار ، و به اختيارش رهسپار مىكنيم .

بسم اللّه مجريها و مرسيها

يك دهان خواهم به پهناى فلك * تا بگويم وصف آن رشك ملك ور دهان يابم چنين و صد چنين * تنگ آيد در بيان آن امين اين قدر هم گر نگويم اى سند * شيشه دل از ضعيفى بشكند
در پيرامون اين‌گونه مردان بزرگ كه فوق زمان و مكان و از نوابغ دهرند ، از چندين بعد بايد سخن به‌ميان آورد كه كوتاه‌ترين آن ابعاد بعد زمان و مكان و شرح نحوهء تعيّش و معاش آنان است و در اين بعد مادى سخن گفتن دور از شأن آن ارواح عرشى است ، در اين قسمت به‌همين گفتار حافظ شيرين سخن اكتفا مىكنيم :
فلك به مردم نادان دهد زمام مراد * تو اهل دانش و فضلى ، همين گناهت بس
وقتى به دأب و اقتضاى اوان تحصيل ، به بؤس بأسايى دچار شدم كه : ترا طاقت نباشد از شنيدن ، دوست دانشمندى كه با وى افتخار هم‌حجرگى داشتم به ديدارم آمد - خدايش ببخشايد - كه به تشفّىام آمد و شفا بخشيد و نويدم داد كه يارا اين سختى گوارا بادت كه به شهادت تذكره‌ها ، نفوس مستعده از تحمل ساعاتى چنين در محنت زمانه ، مردان نامدار و اماثل روزگار شدند . آرى :
نه در غنچه كامل شود پيكر گل * نه در بوته ظاهر شود صورت زر ز احداث چرخ است تهذيب مردم * چو از زخم خايسك تيزى خنجر