تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
استدلالى شيفتگى عجيبى داشت و آمدن ايشان از تبريز به قم به‌همين منظور بود . در به دو ورود به قم ، چون مجتهد بودند درس خارج مىدادند ، و فقه و اصول تدريس مىفرمودند ولى بعدا براى اين‌كه نسبت به تدريس مسائل عقلى و تفسيرى احساس ضرورت كردند ، دست از تدريس فقه و اصول كشيدند و راه مرجعيت را كنار گذاشتند و به تدريس اين قبيل مسائل پرداختند . در برخورد با شاگرد ، سبك و شيوهء خاصى داشتند و اصلا تحكم فكر در كار نبود . اگر مسأله‌اى مطرح مىشد ، ايشان نظر خود را مىگفتند و بعد مىفرمودند : اين چيزيست كه به‌نظرمان رسيده است شما خودتان فكر و بررسى كنيد و ببينيد تا چه‌اندازه مورد قبول است . و بدين ترتيب به شاگرد ميدان تفكّر مىداد ، در عين حال همواره سعى داشت به هر شاگردى در هر مجمعى متناسب با درك و استعداد و كشش آنها مطلب القاء كند از مسائلى كه امكان داشت مطرح كردن آنها ايجاد اختلاف و تفرقه كند و يا احيانا موجب انحراف فكر شود جز با خواص خويش با اشخاص ديگر سخن نمىگفتند . استاد احمد احمدى در فرازى ديگر از سخنانش چنين مىگويد : تأثيرى كه علّامه طباطبايى بر روح ما و بر تمام زندگى علمى و اجتماعى شاگردانش گذاشت بسيار بود . و بنده قطره‌اى و فردى ناچيز بودم كه شايد استعداد و شايستگى نداشته كه آن‌چنان‌كه مىبايست از محضر استاد استفاده كنم ولى همان مقدار ناچيز ، كه در حد من ناتوان بود ، بسيار زياد اثربخش بود . بنده نمىتوانم راجع به فضائل ايشان صحبتى كنم « 1 » .
هامش
( 1 ) يادنامه اوّل علّامه طباطبايى ، ص 172 و 174 ؛ از زبان و بيانات استاد احمد احمدى [ با تصرف ] .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 248 | مراد على شمس