خوشبختانه دنياى اسلام كمكم به اين حقيقت پىمىبرد و تأييد فكر تقريب بين مذاهب اسلامى از طرف مراجع شيعه براى همين منظور بود و شيخ بزرگوار « الازهر » نيز اين حقيقت را با كمال صراحت لهجه ، بيان نموده و اتّفاق كامل دينى شيعه و سنى را به همه جهانيان اعلام نمود و شيعه بايد سپاسگزار اين مرد بزرگوار بوده و از عمل بىآلايش وى تقدير نمايد . ما از خداوند مىخواهيم كه افراد مغرض و مفسد را هدايت و اصلاح فرمايد و مسلمانان را توفيق دهد كه با اتحاد عملى خود مجد و عظمت گذشته را باز يابند « 1 » .
از آنجا كه اين شخصيت برجستهء جهان تشيع ريشه ضعف مسلمين را تفرقه و تحزّب آنان مىدانست ، در جهت وحدت تشيع و تسنّن گامهايى برداشت ، استاد جوادى آملى مىگويد : اقداماتى كه علّامه در ايجاد الفت و هماهنگى بين مذاهب اسلامى داشت فراوان است ، چون يكى از مهمترين راهها براى هماهنگ كردن مذاهب ، تفسير قرآن است و قرآن مورد پذيرش تمام مذاهب است ، در تفسير قرآن كوشيدند ( و درپى اين مقصد بودند ) كه ملل اسلامى را بهعنوان امت واحده معرفى كنند و اختلافهايى را كه به اصل آسيب مىرساند بر طرف كنند ، زيرا كه در آيات قرآن از سخنان معصومين استفاده مىكردند ، معصومين هم مىكوشيدند كه مردم را از تفرّق و تشتت مذهبى كه آثار سويى داشته باشد ، بر حذر دارند ، امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه مىفرمايد :
« احدى مانند من مردم را به اتحاد دعوت نمىكرد ، احدى مثل من مردم را به هماهنگى آشنا نمىنمود » .
علّامه طباطبايى كه شاگرد قرآن و عترت بود هم با تبيين معارف قرآن و هم با
هامش
( 1 ) از مقدمهء استاد سيد هادى خسرو شاهى بر كتاب « شيعه » ؛ ص 5 و 6 و بهنقل از اسلام و انسان معاصر ص 212 چاپ قم 1356 انتشارات هجرت .