علّامه و تقريب مذاهب اسلامى
. . . . اتحاد يا تقريب اسلامى ، ترديدى در رجحان آن از نظر عقل و منطق نيست . . . . البته عوامل جدائى تا مىتوانستند اين دو طائفه بزرگ اسلامى را از هم جدا نمودند ، ولى بايد همواره متذكر اين حقيقت بود كه اختلاف دو طائفه در « فروع » است و در اصول دين باهم اختلافى ندارند و حتى در فروع ضروريه دين مانند نماز ، روزه ، حج ، جهاد و غير آنها متفقند و همگى قرآن و كعبه را يكى مىدانند .
روى همين اصل بود كه شيعيان صدر اوّل هرگز از صف اكثريت كنار نرفته و در پيشرفت امور عامه اسلامى ، با عموم مسلمين هرگونه تشريك مساعى و بذل نصح را مىنمودند و هماكنون نيز بر عموم مسلمين لازم است كه اتّفاق خود را در اصول آئين مقدس اسلام ، در نظر گرفته و از اين همه فشار و ناراحتى كه در طول اين مدت از بيگانگان و عوامل خارجى كشيدهاند ، به خود آمده و تفرقه عملى را كنار گذاشته و در يك صف قرار گيرند و قبل از آنكه ديگران اين مسأله را بعنوان يك حقيقت تاريخى كشف و در كتب خود درج كنند ، خود مسلمانان اين حقيقت را عملا تثبيت نمايند .